جمعه 8 تیر ماه سال 1386
مهندسی مجدد یا بوروکراسی  سازمانی . کدامیک؟؟(قسمت اول)

     مقدمه:

زندگی اجتماعی بشر از دیر باز با پیچیدگی‌ها و درهم تنیدگی‌های فراوان و اجتناب‌ناپذیری عجین بوده است. وجود خرده سیستم‌هایی که در تعامل همیشگی با هم قرار داشته و فراتر از روابط علی- معلولیِ یک طرفه بر یکدیگر اثر می‌گذارند، پیشرفت روز افزون اندیشه بشری را به ارمغان آورده است. اندیشه بشری، در اثر تعامل با خرده سیستم‌های اجتماع، به ارتقاء صبورانه و هدفمند محکوم بوده است. ابداع راهکارهای متناسب با شرایط زندگی اجتماعی، به پدید‌آمدن علوم مختلف منتهی شده و عمیق شدن روابط اجتماعی و پیچید‌گی قرارداد‌های اجتماعی، بشر را به پژوهش‌های بنیادین و کاربردی در زمینه علوم اجتماعی وادار کرده است. از این رو متناسب با گستردگی و پیچیدگی اجتناب‌ناپذیر اجتماع، علومی همچون جامعه‌شناسی، علوم سیاسی، اقتصاد، مردم‌شناسی و ... رشد کرده و بالیده‌اند.

خلق سازمان‌های کوچک و بزرگ از دیگر ره‌آوردهای توسعه جوامع بشری است. اجتماع کنونی انسان‌ها، متشکل از سازمان‌ها و ارگان‌هایی است که در ارتباط متقابل و سیستمی با هم قرار داشته و یک ارگانیزم پیچیده را به وجود آورده‌اند. بشر در طول عمر خود، ناگزیر از روی آوردن به این سازمان‌ها و ارگان‌ها است. امیتائی اتزیونی[1] استاد معاصر دانشگاه کلمبیا در کتاب معروف خود به نام " سازمان‌های جدید" چنین می‌نویسد:

«جامعه معاصر ما جامعه‌ای سازمان‌یافته است. در سازمانی به نام خانواده متولد می‌شویم، توسط سازمان‌های آموزشی از تعلیم و تربیت بهره‌ می‌بریم، بخش عمده‌ای از زندگی خود را به خدمت در سازمان‌ها اختصاص می‌دهیم و حتی هنگام مرگ توسط سازمان‌ها به خاک سپرده می‌شویم.»

تولد سازمان‌ها و مؤسسات، به خلق پدیده‌ای به نام مدیریت منجر شده است. به عبارت دیگر مدیریت پدیده‌ای نو و تازه نیست. بشر از آغاز زندگی اجتماعی، با اعمال مدیریت‌های پراکنده درصدد نظم بخشیدن به امور خود بوده است. به عبارت دیگر، علم مدیریت سابقه‌ای کهن دارد.

بخش عمده‌ای از دانش کنونی مدیریت ناشی از پژوهش‌هایی است که در دوره معاصر صورت گرفته است. در حقیقت علم مدیریت با انقلاب صنعتی دستخوش تغییرات بنیادین شده و در قرن بیستم نقطه عطفِ منحصر به فردی را از سر گذرانده است. قرن اخیر، قرن رقابت کشورهای جهان در عرصه رشد اقتصادی است. کشور‌های جهان در اثر رویکردهای مدیریتی خود، روندهای توسعه اقتصادی متفاوتی را تجربه کرده‌اند. کشورهای توسعه‌یافته، رشد روز افزون خود را مدیون نوع مدیریت خود هستند. مدیریت مؤثر، از یک سو عاملی کلیدی، در توسعه‌ این کشورها است و از سوی دیگر یکی از مهم‌ترین منابع مورد نیاز کشورهایی است که برای توسعه تلاش می‌کنند. علم مدیریت، وظیفه باروری منابع را بر عهده داشته و مدیران را در استفاده مفید و مؤثر از منابع در دسترس (انسان، ماشین و سرمایه) توانمند می‌سازد. در مقابل، سوء مدیریتِ ناشی از فقدان قابلیت‌های رهبری و مدیریتی، یکی از اصلی‌ترین علل عدم موفقیت‌ برنامه‌ها و طرح‌ها است.

     تاریخچه تئوری‌های مدیریت 

شاید بتوان سرآغاز تئوری‌پردازی‌ها در عرصه مدیریت را عنفوان قرن بیستم به شمار آورد. از سال 1900 میلادی به بعد، جنبش‌های ترقی‌خواه عرصه مدیریت، به پژوهش‌هایی در زمینه دانش مدیریت روی آورده و نظریه‌ها و مدل‌های متنوعی را به جامعه علمی مدیریت تقدیم کرده‌اند. تعدد و درهم تنیدگی تئوری‌های مدیریت به حدی است که بسیاری از هواداران رویکردهای سنتی در مدیریت این تعدد و تفاوت در نظریات را به عنوان نقص عمده و اساسی افکار نو مدیریتی قلمداد کرده‌اند. همین تعدد و تنوع در اندیشه‌های نوین مدیریتی طبقه‌بندی تئوری‌های مدیریت را درپی داشته است. طبقه‌بندی‌های مذکور با نگرش‌های مختلفی انجام شده است. برخی سیر تاریخی تکوین و تطور نظریه‌های مدیریت را مبنا قرار داده و برخی دیگر با تأکید بر نگرش‌های سیستمی و غیرسیستمی به طبقه‌بندی این نظریات روی‌آورده‌اند. یکی از معتبر ترین طبقه‌بندی‌هایی که در این زمینه ارائه شده است، طبقه‌بندی چالرز پرو می‌باشد. در این طبقه‌بندی تئوری‌های مدیریت به سه گروه اصلی تقسیم می‌شوند:

1.                                     مدل‌های ماشینی شامل: مدیریت علمی و بوروکراسی

2.                                     مدل‌های انسانی شامل: روابط انسانی

3.                                     مدل‌های انسانی- ماشینی ترکیبی از مکتب سیستم‌ها و مدل اقتضایی مدیریت

طبقه‌بندی فوق دربرگیرنده تمام نظریه‌های سنتی و جدید بوده و مورد قبول بیشتر دانشمندان علوم مدیریت است. نباید از نظر دور داشت که: تضاد، تداخل، تکرار و همپوشانی در " جنگل تئوری‌های مدیریت" به حدی است که از میان تئوری‌پردازان مدیریت، کمتر کسی را می‌توان یافت که نظریاتش متعلق به یک نگرش منحصر به فرد در مکاتب مدیریت باشد.

ü          مدل‌های ماشینی، نظریه اداری

  این رویکرد با تأکید بر فلسفه ماشینیزم و نگرش‌های مادی، در جوامع صنعتی و مادی‌گرا رواج یافته است. اصل مشترک در تمامی این تئوری‌ها، الویت قائل شدن برای جنبه‌های ماشینی سازمان است.

مدیریت علمی از طریق استاندارد کردن حرکات، روش‌ها، وسایل و محل کار بر افزایش کارایی و بهره‌وری اصرار می‌ورزد. این تئوری که محصول اولین تلاش‌های علمی در عرصه مدیریت است، در اثر شرایط اقتصادی- اجتماعی حاکم بر عصر انقلاب صنعتی ابداع شده است. مکانیزاسیون حاصل از ورود ماشین‌آلات صنعتی به عرصه تولید، افزایش ظرفیت تولید را به ارمغان آورده و پیچیدگی روابط کارگران و مدیران را در پی داشته است. رویکردهای اقتصادیِ صرف در سال‌های آغازین قرن بیستم به تدوین تئوری مدیریت علمی منتهی شده است. مدیریت علمی، بر عملکردهای روانی و احساسی کارکنان سازمان، وقعی ننهاده و به دنبال تئوریزه نمودن رویکرد‌های ماشینی به کارگران می‌باشد.

نظریه بوروکراسی که محصول تلاش‌های تحقیقاتی دانشمندان علوم اجتماعی است، با تعریف دقیق روابط بین خرده سیستم‌های یک سازمان در پی قانونی، منطقی و عقلانی‌ کردن الگوهای تعامل خرده سیستم‌های درون سازمانی است. این نگرش، سازمان را به عنوان یک ماشین بزرگ در نظر گرفته و روابط اجزای سازمان را درست شبیه به روابط خشک و سرد قطعات یک " ابرماشین " تعریف می‌نماید.

ü                مدل انسانی، نظریه روابط انسانی

این رویکرد با تأکید بر کارکرد‌های روانی و احساسی کارکنان سازمان و در اثر تغییرات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی دهه‌های سوم و جهارم قرن بیستم به وجود آمده است. بهره‌کشی‌های بی‌انتها از کارگران، تأکیدات فزاینده مدیریت علمی بر افزایش راندمان و کارایی اقتصادی واحدهای صنعتی، پیدایش جنبش‌های کارگری و اتحادیه‌های کارگری و گسترش سریع روانشناسی و اذعان به کارکردهای علوم رفتاری در حل مسایل مبتلابه مدیریت از مهم‌ترین علل و ریشه‌های ایجاد و رشد نظریه روابط انسانی است. این مدل بر فلسفه انسان‌گرایی تأکید دارد و بر آن است که با نفوذ در افراد سازمان و ایجاد فضای باز انسانی در سازمان، با استفاده از نیروی انسانی در جهت پیشبرد اهداف سازمانی تلاش نماید

ü           مدل انسانی- ماشینی، نظریه سیستم‌ها

سازمان، مجموعه‌ای نظام‌مند از انسان، فن‌آوری و محیط است که ماهیت ساخت و نوع مدیریت آن بر حسب شرایط محیطی بین دو قطب ماشینی و انسانی قرارگرفته و ترکیبی اقتضایی و غیراستاندارد به خود می‌گیرید. در این نگرش سازمان به عنوان سیستمی اجتماعی- فنی و یا سیستمی مکانیکی- ارگانیکی مورد تحلیل و مداقه قرار می‌گیرد.