22 سالگی : تازه لیسانس می گیره .
23 سالگی : با 200000 تومان استخدام شده . کار می کنه...
25 سالگی : حقوقش رسیده به 285000 . دلش می خواد یه خونه از خودش داشته باشه. باید بیشتر کار کنه.
28 سالگی : حقوقش شده 425000 تومان . خوب تقریبا خوبه. اما هنوز نمی تونه خونه بخره. تازه مزدوج هم نشده. ( خوب حالا عیبی نداره . چند سال دیگه وقت داره )
30 سالگی : هنوز ازدواج نکرده. 525000 در ماه می گیره . اما هنوز نمی تونه یه خونه 50 متری هم بخره... جون می کنه.
32 سالگی :هنوز هم خونه دار نشده........... ( آهان تازه 625000 می گیره !)
37 سالگی : آخه با 1000000 تومان می شه زندگی کرد !. چه برسه به زن گرفتن و خونه خریدن!! افسرده می شه..
40 سالگی : بابا خونه نخواستیم . همون زنه کافیه .
45 سالگی : بالاخره با کلی جون کندن و قرض و قوله یه 40 متری تو .... می خره. آخیییییییش.
47 سالگی : آقا می خواد یه نفسی تازه کنه که .. قدم نو رسیده مبارک.. ومخارج جدید قدم جون.
حالا هم نوبت قدم جونه که این مراحل رو طی کنه..
.
.
.
واقعا این شد زندگی ؟
راستی واسه خودمون چقدر وقت گذاشتیم؟ واقعا تو این دنیا زندگی می کنیم تا کار کنیم ؟




